کیارشکیارش، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 8 روز سن داره

روزهای خوب کودکی

روزهای کیارش به زبان خودش

کیارش داره به حرف آبیه گوش می ده .(آبیه ماجرای فرشته ایه که به کیارش می گه کارهای خوب انجام بده).الان داشتم حیوون بازی وآجر بازی می کردم .برای حیوونام خونه درست کردم .برای سید هم خونه ساختم .بزرگ بشم می خوام خونه ساز بشم .با ماشین چیزامو ریختم بعد جمعشون کردم .دیگه هیچی .می خوام برم مهدکودک .با بچه ها بازی کنم.اسم دوستام ابوالفضل ،کیانا،امیرحسین .آرشام پسر بدیه همش زدن می کنه.الان می خوام کامپیوتر بازی کنم .
22 تير 1392

کیارش وشعبده بازی

امروز صبح که از خواب بیدار شدم  کیارش اومد وگفت مامان می خوام برات شعبده بازی کنم .یه دستمال کاغذی اورد و جلوی من گرفت .یکدفعه اونو از هم باز کرد وگفت حالا شد دوتا. اینم شعبده بازی پسر شعبده باز من .کلی خندیدم . ...
22 تير 1392

کیارش وپیش دبستانی

سلام ما برگشتیم .نمی دونم به خاطر هوای گرم تابستونه یا تنبلی مامان آذر که وبلاگ کیارش رو آپدییت نکردم .به هر صورت ما اومدیم .کیارش رو هفته گذشته تو پیش دبستانی سما ثبت نام کردم .اینکه کیارش می خواد وارد جایی بشه که شکل مدرسه داره ودیگه از حالت مهدودک خارج می شه براش جالب وهیجان انگیز بود .اول قبول نمی کرد ببرشم تا اینکه پسر یکی از دوستام به اسم بنیامین هم اونجا اومد وکیارش راضی شد . برای من هم خیلی جالبه که کیارش بزرگ شده و می خواد بره مدرسه .خیلی خوشحالم بزرگ مرد کوچولوی من . ...
22 تير 1392
1